راستش فکر نمیکردم دوباره اینجا بنویسم. الان هم خیلی چیزی ندارم بنویسم. از دیروز بعد حرفهای هلیا خیلی یاد دبیرستان و راهنمایی افتادم. تو ذهنم یه سری اتفاقا انقدر هنوز نزدیکن که انگار میتونم بگیرمشون توی دستم و حسشون کنم. یه چیزایی هم انقدر دورن که آدم مطمئن نیست که واقعا اتفاق افتادن یا نه.و با اینکه خودم تو مسیر بین این چند سال زندگی کردم انگار نمیفهمم چی شد که کارهامون، حرفهامون، انتخابهامون به اینجا رسوندمون. البته که شاید جای درستیه و اگه اینجوری پیش نمیرفت خیلی چیزا و حسهایی که الان دارم رو نمیداشتم.نمیدونم. دارم چرت و پرت میگم.بیخیال.
برچسب:
نویسنده: یگانه کاشفی
تاريخ: يکشنبه
13 اسفند
1402 ساعت: 13:17